X
تبلیغات
آموزش زبان انگلیسی و اصول و روش ترجمه - make

آموزش زبان انگلیسی و اصول و روش ترجمه

make

اصطلاحات روزمره انگلیسی

یکی از افعالی که در ماکالمات روزمره کاربرد فراوانی دارد. فعل make است. در اینجا به چند مورد از معانی مختلف آن همراه با توضیحات مختصر اشاره میشود:

(1 باعث شدن (مجبور به انجام کاری کردن ) make

he made me do that .او مرا مجبور به انجام آن کار کرد (هر کاری که هست)

توضیح: "make" جزء افعالی است که فعل بعد از آن به صورت مصدر بدون فخ به کار میرود.

what made you come here?! چه چیز باعث شد اینجا بیایید؟ با حالت تعجب).

توضیح : این عبارت در مواقعی به عنوان مزاح یا طعنه به معنی " از این طرفها " (چه عجب به ما سر زدید) نیز بکار میرود و بعضی اوقات به جای آن میتوان از عبارت "what brought you here" نیز استفاده کرد .

he made me cry. او مرا به گریه انداخت.

I made him laugh .او را به خنده انداختم.

my father makes us do some exercises every morning.پدر هر روز صبح ما را وادار به قدری ورزش میکند ( او باعث انجام این عمل میشود.)

what made you say that? چه چیز باعث شد این را بگوئید ( علت بیان این حرف چیست؟)

what made you so happy? چه چیز باعث شد اینقدر خوشحال بشوی؟

he made me very tired. او خیلی خسته ام کرد.

can you make them busy somehow? می توانی به نحوی (یک جوری ) آنها را سرگرم کنی ؟ (مشغولشان کنی)؟

i think he is making me wait on purpose فکر می کنم او عمدا مرا منتظر میگذارد.

the weather makes me feel good. این هوا باعث میشود احساس خوبی به من دست بدهد.

what made you so sure? از کجا انقدر مطوئنی ؟

 

 

 

 

 

 

2( to make از عهده کاری بر آمدن

dont worry about the final exam. you can make it . نگران امنحان نهایی نباش . قبول میشوی ( از عهده گذراندن امتحان بر می آیی ).

it is too late . i dont believe you can make it. خیلی دیر شده فکر نمی کنم برسید ( آنرا انجام بدهید.)

i cant make it for lunch today. به ناهار امروز نمی رسم ( نمی توانم بیام ).

if you study hard . i am sure you can make it. اگر خوب (به سختی ) درس بخوانید . مطمئن هستم که می توانید موفق شوید.

توضیح : معمولا " make " در این معنا با کلماتی مثل offer . proposal. suggestion. به کار می رود . به گفتگوی کوتاه زیر توجه کنید:

a) is this car for sale? " آیا این ماشین ( یا هر چیز دیگری ) برای فروش است؟

yes .بله

a) how much are you asking? قیمتش چند است ؟ چند می خواهید بفروشید؟)

b) make me an offer. " شما چند می خواهید ( یک قیمتی شما پیشنهاد کنید."

توضیح : در جمله بالا به کلمه " خببثق " اشاره کردیم . حال به ذکر سه مثال از موارد استفاده آن در نقش فعل می پردازیم :

he offered me a good job. او شغل خوبی به من پیشنهاد کرد.

they did not offer physics this term. این ترم فیزیک ارائه نشد.

how much did they offer? چقدر پیشنهاد کردند؟

 

 

3) make (sth) درست کردن

i ll make the tea. من چای را درست میکنم .

she ll make lunch today. امروز او ناهار درست میکند .

a) shall i make some coffee? " قهوه درست کنم ( قهوه میل دارید؟ )"

b) that s good idea. عقیده خوبی است ( موافقم )."

can you make a cake ? می توانی یک کیک درست کنی ؟

we made it ourselves. ما خودمان آنرا درست کردیم .

توضیح : فعل "fix" نیز می تواند در بعضی جملات همین معنی را داشته باشد.

 

can you fix me a sandwich? می توانی یک ساندویچ برایم درست کنی ؟

توضیح : در این قسمت به مواردی از کاربرد فعل "make " همراه با افعال و کلمات مختلف اشاره می کنیم

 

 

 

 

4 to make frienda )with دوست شدن ( دوست پیدا کردن )

during our trip .my father made friends with almost everyone on the bus. در طی سفرمان . پدرم تقریبا با همه در اتوبوس دوست شد . ( با خیلیها دوست شد.)

he made a lot of friends in his new school. او در مدرسه جدیدش با افراد زیادی دوست شد.

she makes friends with everyone she meets.او با هر کسی که ملاقات میکند دوست میشود.

 

 

 

 

5) to make a deal ) with)

lets make a deal. بیا معامله کنیم .

i ll make a deal with you. با تو معامله ای میکنم .

توضیح : در زمان توافق در یک معامله از کلمه " deal" استفاده میشود به گفتگوی کوتاه زیر توجه کنید .

a) how much is it ? " قیمتش چند است ؟

b) it s a hundred dollars. یکصد دلار

a) it s too expensive. خیلی گران است

b) how about eighty dollars? هشتاد دلار چطور؟ (قبول میکنی ) ؟

a) ok it s a deal . قبول میکنم ( معامله با این قیمت پیشنهادی قبول است ." )

توضیح : به دو مورد استفاده دیگر از این کلمه " deal" توجه فرمایید:

thats not a big deal. چیز مهمی نیست ( یعنی آنچنان هم که تصور می کنی نیست .)

you make a big deal out of it . خیلی بزرگش میکنی ( آن طور هم که تو فکر میکنی نیست ).

 ادامه دارد............

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 18:56  توسط سارا   |