ıdıoms
set a foot wrong . دست از پا خطا کردن
quick tempered. آدم جوشی- آدم عصبی
out af date . از مد افتاده-منسوخ
look the other way .خود را به کوچه علی چ زدن
he is very stubborn.او ادم سمجی است
jumble- sale.حراجی خرت و پرت
in other hand. به عبارت دیگر - از طرف دیگر
hot air .باد هوا حرف مفت
go through fire and water .به اب و اتش زدن
from cover to cover. از اول تا اخر
it is a deal.قبول است
come rain or shine.حتی اگر از اسمان سنگ ببارد
answer back.زبان درازی کردن
black art .جادو جنبل کردن
give her a big hand .به افتخارش دست محکمی بزنید
be fair.منصف باش- جر نزن
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 0:10 توسط مریم دوستی
|